السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

45

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

و تازيانه سودى نمىبخشيد ، او را به تبعيد تهديد مىكرد . « 1 » او در گامى فراتر و اقدامى كاملا حساب شده از صحابه مىخواهد كه رواياتى را كه از رسول خدا ( ص ) نوشته‌اند ، به نزد او ببرند . او چنين وانمود كرد كه مىخواهد احاديث نبوى را جمع و تدوين كند تا مبادا از بين برود . بدين ترتيب يك ماه نوشته‌هاى صحابه را جمع و سپس همه را سوزاند و اين گونه احتجاج كرد كه روايات شفاهى تدوين شده ، همانند روايات شفاهىاى است كه يهوديان مدوّن نمودند و علمايشان ، آن را شرح ، و شرح را جمار ناميدند و سپس هر دو را در يك كتاب آوردند و اصل و شرح را تلمود ناميدند . مطابق نقل ديگرى گفت : قومى را به ياد آوردم كه كتاب‌هايى نوشتند و به آن چسبيدند و كتاب خدا را رها كردند ، امّا من - به خداى سوگند - كتاب خدا را با هيچ چيز درهم نخواهم آميخت . به هر حال شدّت عمل خليفهء دوم در اين باره به جايى رسيد كه مىگويند : صحابه نمىتوانستند ، بگويند : قال رسول اللّه ( ص ) تا اين كه عمر مرد . « 2 » حتى گفته‌اند : عمر ، كسى را كه كتاب دانيال را رونويسى كرده بود ، تازيانه زد و او را فرمان داد كه نوشته خود را از بين ببرد . « 3 » هم او كسى را كه به هنگام فتح مدائن ، نوشته‌اى را در آن شهر يافت و با خود به مدينه آورد ، تازيانه زد . « 4 » استدلال خليفهء دوم در صحّت اقدام خويش در منع كتابت و روايت حديث

--> ( 1 ) . بنگريد : اضواء على السنة المحمّديه ؛ شرف اصحاب الحديث ، 9392 ؛ المجروحون ، 1 / 12 ؛ الكنى و الالقاب ، 1 / 180 ؛ قواعد فى علوم الحديث ، 454 ؛ بحوث فى تاريخ السنة المشرفه ، 88 . ( 2 ) . جامع بيان العلم ، 1 / 77 ؛ تقييد العلم ، 49 - 53 ؛ تذكرة الحفّاظ ، 1 / 2 ، 7 ، 8 ؛ غريب الحديث ، 4 / 49 ؛ سنن دارمى ، 1 / 85 ؛ الضعفاء الكبير ، 1 / 109 ، سنن ابن ماجه ، 1 / 12 . ( 3 ) . بنگريد : تقييد العلم ، 51 ؛ كنز العمّال ، 1 / 332 - 333 ؛ المصنّف ، 6 / 114 . ( 4 ) . بنگريد : كنز العمّال ، 1 / 335 .